یکی از دلایل محکم، افزون بر دلایل تاریخی و زبانشناسی گاهشماری مشترک و مستقل این کشور گمشده است. در دوره هخامنشی این کشور زیر بار سرسپردگی امپراتوری عظیم و جهانی هخامنشی نرفت و در تاریخ هرودت، از جنگ کادوسیان (تالش ها)و آمارد(آمل) با آنان سخن آمده و در شاهنامه نیز درباره شکست ناپذیری این کشور سخن آمده است. بطوریکه هیچ آثار هخامنشی در این سرزمین دیده نشده است.
اعراب هم حتی در برابر آنان به زانو در آمدند و تنها پناهندگان علوی و هاشمی که مخالف رژیمهای کثیف اموی و عباسی بودند اجازه یافتند درون این سرزمین وارد شوند که این خود بعدها عامل گسترش اسلام در این ناحیه شد. اشکانیان و پارتیان هنوز درونمایه های قومی خود را به عنوان یکی از سه قوم بزرگ ایرانی تا به امروز پاس داشته است و این کشور گمشده اکنون نیز شبیه ترین به کشور پارت است.
مردم این کشور در بیشتر دوران مهرپرست بودند و تنها در بخشی از دوران پایانی ساسانی دین زرتشت در مازندران که یستگی خاندانی با ساسانیان پیدا کردند مانند بزرگمهر حکیم در این بخش دیده شد. باوندیان که از زادگان سلسله ساسانی بودند و خاندان چند صد ساله حاکم در آنجا بودند(و هنوز وجود دارند) و تا دوره صفویه مستقل بودند و بعدها چون مادر شاه عباس صفوی که از مردم اشرف(بهشهر امروزی) بود رژیم صفویه توانست حاکمان محلی این سرزمین را به دلخواه خود گماشته یا برکنار نماید.
تالقان، الموت، عمارلو، فیروزکوه، شهمیرزاد، سنگ سر و سرتاسر دامنه جنوبی البرز و حتی قوم گمشده تات! پیرو کشور فراسوی البرز شمالی بودند. به قول استاد فریدون جنیدی فرهنگ باستانی ایران از فراسوی دامنه شمالی البرز به این سوی بازگشته است!
تالقان بخشی از این کشور کوهستانی است که جزو دیلم باستان بوده و هنگامیکه حکومت مستقل کیانیان در 1000هجری قمری(صفویه) به مرکزیت لاهیجان فروپاشید، تالقان بخشی از خاک ایران شد و تالقان دیلم همراه با الموت به تهران یا قزوین پیوست شد. تالقان و الموت هنوز هم به زبان مازندرانی غربی سخن می گویند.
اکنون به برخی از درون ویژگی های گاهشماری مشترک تالقان با شمال ایران سخن خواهیم گفت.
گاهشماری باستانی تالقانی که تقریبا با گاهشماری دیلمی تبری و گیلی یکی است از ماههای زیر ساخته شده است:
1. سوم تیرماه برابر با اول نورج ماه تالقانی اول نوروزماه مازندرانی و 16 ورفنه ماه گیلانی
آیینی بنام عاشورا قدیم هر سال 6 تیرماه در روستای مهران تالقان بالا برگزار می شود در واقع برگزاری عاشورا بر اساس تقویم شمسی است نه تقویم قمری. گمان می رفت که روز واقعی شهادت امام حسین باشد ولی بر پایه تقویم استاد بیرشک شهادت امام حسین 21 مهر بوده است و در تالقان این عاشورا توسط شخصی بنام علی بابا در روز شنبه ششم تیرماه 1342 شمسی که برابر با دهم محرم(عاشورا) 1280 قمری بوده همچنان در همان روز برگزار می شود.
در 28 تیرماه برابر با 26 نورزماه تبری جشن مردگان(جشن لوچو) در مناطق مرکزی مازندران برگزار می شود.
2. دوم امرداد ، آغاز قسرماه تالقانی است آغاز فردینه ماه تبری (فروردین) برابر با 17 اسپندارمت ماه گیلانی است. 17 امرداد آغاز سال نو دیلمی برابر با یکم نوروزماه گیلانی است.
دوم امرداد سالروز مرگ یزگرد سوم ساسانی آخرین پادشاه ساسانی در اثر یورش تازیان و پایان همه حکومتهای ملی ایرانی بوده است.
3. یکم شهریور آغاز کرچ ماه تالقانی و آغاز کرچ ماه تبری
کزچ یعنی مغز سفت گردو و کاه رسیده شدن میوه گرده است. نام دیگر این ماه اغوزاورونAghuzurun به معنی ماه آورده شدن اغوز یا همان گردوی تبری است.
4. 31 شهریور آغاز خراماه تالقانی برابر با یکم هرئه ماه تبری و 16 کورچ ماه گیلانی است. هره و خره هر دو در زبان شناسی یکی اند و به معنی خورشید و خرداد هستند. کورچ همان کرچ تبری تالقانی است.
5. 30 مهر آغاز تیرماه تالقانی و تبری است. 13 تیرماه تبری تالقانی برابر با 12 آبان امروزی جشن 13تیرشو یعنی تیرگان برگزار می شود.
6. 30 آبان آغاز مردال ماه تبری تالقانی
7. 30 آذر آغاز شریر ماه تالقانی و شروین ماه تبری همان شهریور است که آغاز گت چله یا چل بزرگ است.
8. 30 دی ماه برابر با میرماه همان مهرماه است.
9. 30 بهمن آغاز اون ماه تالقانی تبری همان آبان ماه
یکم تا پنجم فروردین پنجه پتیک یا پتک تبری همان پنجه است که پیشتر در اسفند ماه برگزار می شد.
10. 6 فروردین همزمان با زادروز حضرت زرتشت آغاز سیاماه تالقانی و سیوماه تبری
11. پنجم اردیبهشت آغاز دیاماه همان ذی ماه است.
12. 4 خرداد آغاز وهمن ماه تالقانی تبری همان بهمن است.
زمستان= شریرماه- تیرماه- اون ماه
بهار= سیاماه-دیاماه- وهمن ماه
تابستان= نورج ماه- قسرماه- کرچ ماه
پاییز= خراماه-تیرماه- مردال ماه
در گاهشماری شمال ایران چون شش ساعت اضافه سال هر 120-سال محاسبه می شد ماه ها می چرخید بهمین دلیل نوروز ماه در تیرماه است. ولی پس از کشتار مردم و اخترماران(منجمان) شمال ایران(احتمالا در بورش مغول) دیگر چرخش تقویم محاسبه نشد و در همان جا باقی ماند!
اگر تقویم همچنان می چرخید در سال 120 یک سال 13 ماهه پدید می آمد و آن یک ماه سراسر جشن و پایکوبی افزدوه بر نوروز بود بهمین دلیل آرزو می کنند الهی 120 ساله شوی!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
با نظرات سازنده تان ما را یاری کنید .